امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره غیر فعال
 

امروزه در مباحث علمي، تكنولوژي به منزله تمامي دانش‏ ها، محصولات، فرآيندها، ابزارها، روش ها و سيستم‏ هايي تعريف مي‏ شود كه در خلق كالاها يا ارايه خدمات مورد استفاده قرار مي‏ گيرد.

 

گاهي نيز به اختصار به عنوان به كارگيري دانش علمي براي حل مشكلات توسعه ‏اي و يا در شكل ساده ‏تر روش و شگرد انجام كارها از آن ياد مي‏ شود. اين مفهوم در ديدگاه علمي به يك سازمان شامل منابع انساني، اطلاعات و ارتباطات، منابع مالي و بالاخره تجهيزات اتلاق مي‏ گردد، هرچند در بسياري از سازمان‏ها و خصوصاً صنايع، تعبير از تكنولوژي بيشتر به مورد آخر يعني تجهيزات اشاره دارد.

انواع تكنولوژي

طبقهبندي‏ هاي متعددي براي تكنولوژي بيان گرديده است كه هر يك از نقطه نظري خاص تكنولوژي را مورد بررسي قرار داده ‏اند. با توجه به اهميت اين ديدگاه‏ ها در برخورد با تكنولوژي‏ هاي مختلف، برخي از اين عناوين به اختصار ارائه مي‏ گردد:

تكنولوژي نو(New Technology): هر تكنولوژي كه جديد عرضه يا به كارگرفته شود و تاثير صريحي بر شيوه توليد محصولات يا خدمات داشته باشد .نو بودن تكنولوژي براي بنگاه‏ها نسبي است.

تكنولوژي نوظهور (Emerging Technology): هر تكنولوژي كه هنوز كاملا تجاري نشده و احتمال مي‏رود كه در 5 سال آينده تجاري شود. اين تكنولوژي‏ ها مي‏توانند صنايع جديدي پديد آورند و صنايع موجود را منسوخ نمايند.

تكنولوژي برتر (High technology) : به تكنولوژي‏هاي پيشرفته يا پيچيده اطلاق مي‏شود. اين تكنولوژي‏ ها به شدت وابسته به تحقيق و توسعه و وجود كاركنان دانشور سطح بالا مي‏ باشند.

تكنولوژي ميانه (Medium Technology): به تكنولوژي‏ هاي بالغ شده‏اي اطلاق مي‏ شود كه بيش از ساير تكنولوژي‏ها در معرض انتقال قرار دارند (مانند تكنولوژي صنايع مصرفي و صنايع خودرو)

تكنولوژي سطح پائين (Low Technology): تكنولوژي‏ هايي كه در بخش هاي بزرگي از جامعه بشري نفوذ كرده اند. هزينه تحقيقاتي آنها پايين و عمليات آنها اغلب دستي و نيمه اتوماتيك است.

تكنولوژي مناسب (Appropriate Technology): اين مفهوم به ويژه در حوزه انتقال تكنولوژي كاربرد دارد. تكنولوژي‏هايي كه يك بنگاه يا صنعت جذب مي‏كند بايستي با زيرساخت‏هاي فني و مهارت‏هاي نيروي انساني آن بنگاه متناسب باشد.

تكنولوژي مدون (Codified Technology): تكنولوژي‏ هايي كه بتوان آنها را به شكل "كدشده" تشريح كرد.  نقشه مهندسي، شكل كدشده اي از يك محصول است كه شكل، ابعاد و تلرانس هاي يك محصول را نشان مي‏دهد . انتقال اين تكنولوژي هاي كدپذير، آسان است.

تكنولوژي ضمني (Tacit Technology): دانشي است كه به آساني قابل توصيف و تشريح نيست . اين نوع  تكنولوژي معمولا مبتني بر تجربه است و در ذهن توسعه دهندگان آن باقي مي‏ماند. انتقال آن مستلزم تعامل چهره به چهره دارنده و گيرنده تكنولوژي است.

تكنولوژي عام (Generic Technology): تكنولوژي‏ هايي كه در گستره وسيعي از صنايع كاربرد دارند و توسعه آنها موجب شكوفايي همه صنايع مي‏ شود.

تكنولوژي سيستم (System Technology): دانش طراحي و يكپارچه‏ سازي انواع سخت افزار و نرم افزار در قالب يك سيستم. اهميت اين تكنولوژي در سيستم‏هاي بزرگ و پيچيده بيشتر آشكار مي‏ شود.

مديريت تكنولوژي

مديريت تكنولوژي، در واقع مديريت سيستمي است كه خلق، كسب و به كارگيري تكنولوژي را ممكن مي‌سازد و شامل مسئوليتي است كه اين فعاليت‏ها را در راستاي خدمت به بشر و برآورده ساختن نيازهاي مشتري قرار مي‌دهد. تحقيق، اختراع و توسعه اساسي‌ترين مؤلفه‌هاي خلق تكنولوژي و وقوع پيشرفت‏هاي تكنولوژيك هستند. مديريت تكنولوژي يك مبحث بين رشته‌اي است كه علوم، مهندسي و مديريت را به هم پيوند مي‌زند. از ديدگاه مديريت تكنولوژي، تكنولوژي اصلي‌ترين عامل توليد ثروت است و ثروت چيزي بيشتر از پول است كه مي‌تواند عواملي همچون ارتقاء دانش، سرمايه‌ فكري، استفاده مؤثر از منابع، حفظ منابع طبيعي و ساير عوامل مؤثر در ارتقاء استاندارد و كيفيت زندگي را شامل شود.

اما در مسير توليد ثروت، مؤلفه‌ مهمتري نيز وجود دارد كه همان به كارگيري يا تجاري سازي تكنولوژي است. به بيان ديگر، مزاياي تكنولوژي هنگامي تحقق مي‌يابند كه نتيجه‌ آن به دست مشتري برسد. مشتري مي‌تواند فرد، شركت يا نهاد دولتي باشد. اختراعي كه در قفسه نهاده شود، ثروت توليد نمي‌كند و ايده‌اي كه به كار بسته نمي‌شود ـ حتي اگر به عنوان اختراع به ثبت برسد ـ بازده مالي ندارد. تكنولوژي هنگامي به توليد ثروت منجر مي‌شود كه يا تجاري شود و يا در مسير تحقق اهداف استراتژيك يا عملياتي يك سازمان به كار بسته شود.

هر چند در مبحث مديريت تكنولوژي فرض بر اين است كه تكنولوژي مهمترين عامل در سيستم توليد ثروت است ولي عوامل ديگري نيز در اين سيستم دخيل هستند. مثلاً، تشكيل سرمايه و سرمايه‌گذاري، نقش مهمي در رشد اقتصادي ايفا مي‌كنند. نيروي كار، عامل مؤثر ديگري در رشد اقتصادي است. ملاحظات اجتماعي، سياسي و محيطي نيز بر فرايند توليد ثروت تأثير مي‌‌گذارند. در مبحث مديريت تكنولوژي با تكنولوژي به عنوان بذر اوليه‌ توليد ثروت برخورد مي‌شود. با پرورش صحيح و محيط مناسب، اين بذر اوليه به درخت تنومندي تبديل مي‌شود. ساير عوامل مؤثر در توليد ثروت ـ شامل سرمايه، نيروي كار، منابع طبيعي، سياستهاي عمومي و غيره ـ در واقع محيط حاصلخيز و ساير مايحتاج اين گياه را تشكيل مي‌دهند. هر يك از اين عوامل، داراي رشته‌ تخصصي و آموزش‏ها و پژوهش‏هاي خاص خود هستند. مديريت تكنولوژي، به عنوان يك مبحث بين رشته‌اي، دانش موجود در تمامي اين رشته‌ها را با هم تركيب مي‌كند.

مديريت تكنولوژي داراي ابعاد ملي، سازماني و فردي است. در سطح ملي يا دولتي (سطح كلان)، مديريت تكنولوژي به شكل‌گيري سياست‏هاي عمومي كمك مي‌كند. در سطح بنگاه (سطح خرد)، به ايجاد و تثبيت بنگاه‏هاي رقابت پذير مي‌انجامد و در سطح فردي،‌ به ارتقاء ارزش فرد در جامعه كمك مي‌كند.

 

 

 

ادامه دارد .....

گردآورنده : محمد جواد عباسیان

 

محبوب ترین ها

خواص سنگ مخزن 15 ارديبهشت 1395 8
اسیدکاری 21 تیر 1395 5
نمودارگیری چاه 11 مرداد 1395 5
خواص سنگ مخزن 23 تیر 1395 3
فرازآوری مصنوعی 15 ارديبهشت 1395 3

پربازدیدترین مطالب

آخرین مطالب گروه